تبليغاتX
گوناگونی(تنوع)زیستی

گوناگونی(تنوع)زیستی

طبیعت-فرهنگ-زندگی-دانش-آینده و Biodiversity

نمایشگاه کتاب در غرفه تاجیکستان در خدمت شماییم

در بیست و پنجمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که از روز سه شنبه گشایش یافته و تا روز شنبه ۲۳ اردیبهشت دنبال میشود انجمن  دوستی ایران و تاجیکستان با همکاری سفارت محترم جمهوری تاجیکستان  در بخش بین الملل حضور پویا دارد.

انجمن کتابهایی که در دوره های پیش به نمایش در نیامدند  را به دو خط نیاکان و سیریلیک به نمایش و فروش خواهد گذاشت.

همچنین کارشناسانی که با تاجیکستان آشنا هستند برای پاسخ گویی به پرسش های میهمانان در آنجا خواهند بود.

از دیدن شما در نمایشگاه شادمان میشویم و اگر پیشنهاد و طرحی دارید به ما بدهید( بویژه با ایمیلiran.tajikistan@yahoo.com )

اگر می خواهید به کتابخانه تاجیکستان کتاب هدیه نمایید بهترین فرصت نمایشگاه کتاب  است .در باره طرح بسیار ارزشمند پیشکش کتاب به تاجیکستان لطفا اینجا را کلیک

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 10:47  توسط احمدپور  | 

چه کسانی جای فریدون پور رضاها را خواهند گرفت و آیا توانند گرفت

خواننده فولکلور،استاد فریدون پور رضای گیلانی برای نه تنها گیلانی ها که برای بیشتر ایرانی ها  خواننده شناخته شده ای است.۲۳ فروردین از این دیار رفت.اما دریغ که جای اینها کسی نمیاید.

درست آن بود -درین چند دهه که او می خواند -دهها کس مانند او میامدند و پرورش می یافتند.و چرا جامعه مانند اینها را پرورش نمی دهد و بجایشان بسیار فوتبالیست میاید به جای فولکلوریست!

ترانه های استاد را گوش می دهی به اهمیت کار او پی می بری،بومیت و محیط زیست،کار و کشاورزی و مهر و عشق و دوستی و زندگی و شادی و... که میوه اش تندرستی و پیشرفت سرزمین،کار او کوچک بود؟

ویکیپدیا درباره استاد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 2:7  توسط احمدپور  | 

یک خواهش-برای نوروز،شما نیز یک کتاب، به تاجیکستان هم فرهنگ ما، هدیه دهید

  درخت دوستی بنشان ،که کام دل به بار آرد

فراخوان مهم انجمن دوستی ایران و تاجیکستان-اینجا کلیک کنید

براستی تاجیکستان پاره تن ایران است،سده ها،ایران و تاجیکستان یکی بودند و یک ریشه. کشور کوچک تاجیکستان و تاجیکها ،با چنگ و دندان و سختی بسیار ،توانستند،فرهنگ ایران بزرگ را نگهدارند،چرا که در میان کشورهای بلعنده و مهاجمی مانند چین،روسیه،قزاق و اُزبکِ مخالف تاجیکهای ایرانی تبار،نگهداشتن زبان و فرهنگ ایرانی ،کاری بسیار بسیار دشوار بود که تاجیکها،این کار بزرگ و خردمندانه را با هوش و فرهنگ والای خود که ریشه و مایه آن از بزرگانی چون" رودکی" دیار تاجیکستان و فردوسی پرورش یافته در خاندان سامانیان تاجیک است،به نیکی انجام دادند و باید بر آنان آفرین گفت و ستودشان.و اینک ما.....

اگر میشود در وبگاه خود این فراخوان را بازتاب فرمایید و به سایت بالاترین لینک دهید-سپاس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 20:35  توسط احمدپور  | 

چه کسی جان این مادر را گرفت،جن یا جن گیر؟

۳-بودن در چهارمین همایش کشوری ثبت آثار تاریخي، معنوي و طبیعي كشور که چندی پیش در جزیزه قشم برگزار شد برایم دستاورد وبژه ای داشت.این نخستین بار بود که به این جزیره می رفتم.بزرگترین جزیره در خلیج فارس و  پهنه ای که از بسیاری از کشورها، مانند بحرین ،سنگاپور و ... بزرگتر است ،اما افسوس که یک خیابان سنگاپور و شایدم یک کوچه اش از این جزیره ثروتمندتر و سرحال تر است!تهیدستی و بیچارگی بیداد میکند،این همه پتانسیل و ثروت در این جزیره باشد و بیچارگی هم.براستی ما فقر مدیردانا و دلسوز داریم.

۲-ازهمه اینها مهمتر،خود همایش ثبت آثار تاریخي، معنوي و طبیعي بود که خود دنیایی بود و بزرگی ایران را میشد در این همه آثار تاریخي، معنوي و طبیعي دید.کدام کشور در این گیتی میتوان یافت که این اندازه آثار داشته باشد؟اما باز هزاران افسوس که این سرمایه ها هم بدون برنامه ریزی کارآمد و بهینه اند و دردی از مردم و کشور را دوا نمی کند و رو به نابودی و بی برنامگی است.

۱-اما آنچه که دلم را بسیار به درد آورد، نه تنها دیدن این جزیره و آثاری که در همایش بازگو و شناسانده میشد،بلکه گفته های راننده ای بود که تازه از سر پیکر مرده مادر دوستش(فرهاد)میامد،راننده تویوتا که ما را از قشم به شهر درگهان می برد،می گوید: ساعاتی پیش، مادر دوستم فرهاد که بیمار بوده از دنیا می رود و هنگامی که به پزشکی قانونی میبرند، ضربات چوب و آثار زخم در بدن این مادر است و کسی نمی گوید این زخمی شدن از چیست و راننده میگوید، چند نفر که در زمینه جن گیری و دعانویسی در قشم کار میکنند (و متاسفانه در قشم هم شمار بالایی به جن  باور دارند) آمدند و این زن بیمار را به جای اینکه دکتر ببرند با چوب به بخشهای مختلف بدنش میزنند تا جن را از بدن این بیمار،بیرون کنند! و مادر بیچاره هم از بیماری و هم از ترس جن و هم از درد چوب که یک شکنجه تمام عیار بوده می میرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 2:8  توسط احمدپور  | 

توجه !برای جلوگیری از اعدام محیط بانی که انجام وظیفه میکرد،همه ما مسئولیم

در خبرها چنين آمده: «اسد تقی زاده محیط بان اداره محیط زیست کهگلیویه و بویراحمد از شهریور سال 86 به دلیل درگیری با پنج شکارچی متخلف و حرفه ای در منطقه حفاظت شده دنا در زندان به سر می برد و حکم قصاص برای او صادر شده است. بررسی ها نشان می دهد که این محیط بان به همراه همکاران خود در حین انجام ماموریت، تمامی مجوزهای لازم برای برخورد با متخلفان و حفاظت از محط زیست در اختیار داشته است. درباره اسد تقی زاده باید گفت که متخلفان که یک کل وحشی را در ارتفاع سه هزار متری شکار کرده بودند با مقاومت شدید محیط بانان دلسوز محیط زیست مواجه شدند و برای فرار از مهلکه به سمت محیط بانانی که آنها را تعقیب می کردند شلیک کردند و محیط بانان نیز به حمله آنها پاسخ دادند که این زد و خورد، به کشته شدن یکی از متخلفان مسلح منجر شد. پس از این حادثه، سازمان محیط زیست برای این محیط بان سه وکیل اختیار کرد اما حکم صادره از سوی قاضی، این محیط بان را محکوم به اعدام کرد...»

 اكنون وظيفه همه ماست تا با نوشتن نامه گروهي براي قوه محترم قضاييه و ديگر دستگاههاي داراي قدرت و يا حضور در استان کهگلیویه و بویراحمد به هر گونه ممكن از مرگ اين مامور كه به وظيفه قانوني خود رفتار ميكرد جلوگيري نماييم

اين گزارش سايت خبرآنلاين بسيار تكان دهنده است:محیط‌بانانی که بی‌پناه تر از محیط‌زیست هستند  
- فعالان زیست‌محیطی می‌گویند تاکنون هیچ یک از عاملان قتل و مجروح کردن 100 محیط‌بان و 420 جنگل‌بان به مجازات جدی محکوم نشده‌اند با این حال 2 محیط‌بان، در زندان به امید نقض حکم اعدام، روزگار را سپری می‌کنند...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 12:0  توسط احمدپور  | 

امروز آیین چهلم لیلا اسفندیاری بود. ارج و بزرگی ایرانی مرده بیش از زنده است.

امروز عصر و افطار ،رفتم،آیین چهلم شیرزن کوهنورد-لیلا اسفندیاری- که پس از دهها کامیابی و پیروزی بزرگ، سرانجام جانش را در کوههای هیمالیا از دست داد که چیزی به یادم آمد، گفتم بد نیست بنویسم

ناصر حجازی تا روزی که زنده بود بسیاریها چشم دیدنش را نداشتند.مانند پروین -خداداد عزیزی و دایی و بازیگران سینمایی مانند گلزار و فروتن و پرستویی و خوانندگان و دانشمندان و شاعران و...همین که از دنیا می روند همه برایش سوگوار میشوند و از خوبی هاش و بزرگی و خدماتش میگن و آیینهای ریز و درشت و پرهزینه هم که جای خود دارد.

هم اکنون که این پست رو می نویسم، چه ایرانی های بزرگی زنده اند و درون و بیرون این کشور زندگی می کنند و یادی از آنها نمی شود و صد سال دیگر می فهمیم که شگفتا اینان مولوی و فردوسی،پورسینا و فارابی و حافظ زمان ما بودند و کمترین بهره را از آنها نبرده ایم.

چندی پیش برای آیینی پیشنهاد دادم که از استاد و اندیشمند بزرگ دوران،دکتر شفیعی کدکنی دعوت نمایید،که گفتند نمیشود ممکن است حساسیت ایجاد شود!حساسیت؟برای این انسان بزرگ؟

 در آینده می فهمیم او حافظ و خیام زمان بوده.مگر که با حافظ مشکل داشته باشیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 23:12  توسط احمدپور  | 

رگ های زمین-بامداد فردا-درویش ،کهرم و اینانلو در برنامه طلوع

 پگاه فردا ،دکتر محمد درویش به همراه دکتر اسماعیل کهرم و محمد علی اینانلو در برنامه طلوع شبکه چهارم سیما  خواهند بود تا از رگ های زمین (رودخانه ها) سخن گویند و تحلیلی از جایگاه امروز رودخانه های میهن ارایه دهند.
این برنامه را می توانید از حدود ساعت 7:30 بامداد الی 9  تماشا کنید.


http://mohammaddarvish.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 13:0  توسط احمدپور  | 

فیلم "گاوخونی" بهروزافخمی.گاو-زاینده رود-اصفهان-لاله زار-خانم لهستانی-جعفرمدرس صادقی

فیلم سینمایی"گاوخونی" بهروزخان را  که برنده جایزه لاک پشت سیاه از جشنواره کن و بهترین فیلم فستیوال کره جنوبی در سال ۲۰۰۶بود را ندیده بودم.

۳-پریروز سی دی اش را از ویدیوکلوپی در خیابان ولی عصر خریدم.دوستام می دانند دوستدار گاو هستم ولو نام این فیلم پیوندی با این حیوان بیچاره نداشته باشه-اما عزت الله انتظامی که در این فیلم بازی میکنه همراه بهرام رادان،بهاره رهنما و سروش صحت و...همیشه منو به یاد دوست داشتنی فیلمم(یعنی فیلم گاو)میاندازه.

۲-گاو خونی -زاینده رود - اصفهان-تهران و چیزهای دیگری که در این فیلم انسان می بیند با اکنونش بسیار دیگرگون است.زاینده رود براستی زاینده بود و زنده و زندگی ساز و زنده بخش ،همچون گاو ،که نماد زایش است و برکت و پرباری و شکوه و بزرگی در نزد پیشینیان ما

۱-اما امروز چه شده؟نه از زاینده رود زنده رود چیزی مانده و نه از تالاب گاوخونی که نفسشان به شماره افتاده و گاوهای این سرزمین نیز مورد بی احترامی اند و تنها گاو را به چشم گوشت می بینم که کباب شود و برود در شکم ما انسانها و پس از چند ساعت بدون پاکسازی(تصفیه) رها شود در رودخانه و رودخانه ها آلوده و این دور تسلسل همچنان پایدار و میگردد.

۰-از لاله زار و کافه های کهنش و کوچه پس کوچه های کهن تهران و اصفهان و دیگر جاها ــ که  سرمایه فرهنگی و تاریخی و هویتی و گردشگرپذیر و درآمد ماندگار برای مردم است ــ چه بگوییم که همه در حال دود شدن و برای شماری از سیاست بازان مردم فریب، پول شدن

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 14:8  توسط احمدپور  | 

لیلا، شیرزن ایرانی که در هیمالیا آرام گرفت

بسیار برایم دردآور شده -که می بینم- سه پست پشت سر هم من، به مرگ پیوند خورده.

نخست، یاسر انصاری که بیشتر از جنگل می نوشت و خاک و زمین و آنگاه از دریا نوشتم که موج هایش چگونه می کشد .و اینک از کوه و کوهستان و آسمان! که شیر زنی به نام لیلا اسفندیاری را، که عاشق کوه بود و خود نیز همچون کوه استوار و سربلند ،به دامانش کشاند و در دامنه اش آرام گرفت.

لیلا اسفندیاری را چندماه پیش در خانه شهریاران جوان دیده بودم.چه پرتوان ،با انگیزه و دلیر بود و چه عشقی به کارش و کوه داشت.در کارش به گمانم نمونه بود و الگو ، نترس و بی باک.با او سخن گفتم و ستایشش کردم و نمی دانم امروز چه بگویم و بنویسم.لیلا بزرگ بود و است.روانش شاد

http://damavandclub.com/userimages/Leila%20Esfandyary.jpg

جمعه، 31 تیرماه 1390، لیلا اسفندیاری کوه نورد پرتوان و عضو باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند که برای صعود قلل گاشربروم 1 و 2 به منطقه قراقروم پاکستان رفته بود پس از صعود قله گاشربروم 2، به هنگام بازگشت در حین فرود از مسیر دشوار یخی در زیر قله، سقوط کرده و متاسفانه جان باخته است.

بر اساس گزارشات تلفنی سایر همنوردان ایرانی و خارجی که همراه لیلا در صعود قله شرکت داشته­اند پیکر لیلا پس از 300 متر سقوط در ارتفاع نزدیک به 7700 متری جبهه­ی پاکستان در مکانی خارج از مسیرمتوقف می­شود.

هم اکنون سایر صعودکنندگان در صحت و سلامت در کمپ سوم مستقر می­باشند.

لیلا اسفندیاری پیش از این، با سرپرستی تیمی 6 نفره موفق شده بود قله دشوار نانگاپاربات به ارتفاع 8126 متر را صعود کند و سال گذشته نیز بر قله­ی کی­تو، دشوارترین کوه جهان ، تلاشی ستودنی انجام داده بود

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 12:34  توسط احمدپور  | 

یک علت مهم غرق شدن در دریا را بدانیم-و به دیگران هم بگوییم

خواندن چند خط زیر می‌تواند برای شما و عزیزانتان اهمیت حیاتی داشته باشد.
 
جریان‌هاي شکافنده ساحلي از عمده دلایل مرگ شناگران می‌باشند.
امواج دریا با حرکت به سمت ساحل همواره حجم زیادی از آب را به طرف خشکی منتقل می‌کنند. این حجم وسیع از آب می‌باید دوباره به داخل دریا برگردد و برای این منظور در نقاطی از ساحل، به صورت تقریباً غیر قابل پیش‌بینی، درون آب دریا آب‌راهه‌هایی به طرف دریا ایجاد می‌شود که در آن آب با سرعت زیادی بر خلاف جهت امواج (یعنی از سمت ساحل به سمت دریا) جریان می‌یابد. این جریانها کاملاً از امواج آب متفاوت بوده و به آنها جریانهای ساحلی، جریانهای شکافنده (Rip Currents)، یا جریانهای مرگبار گفته می‌شود که در بسیاری نقاط جهان، تلفات جانی بسیاری را به بار می‌آورند.
جریان شکافنده از بالا شبیه یک بادبزن دستی است که دسته آن به سمت ساحل، و دهانه آن به سمت دریا می‌باشد. دسته این بادبزن بیشترین قدرت را دارد و صرف‌نظر از اینکه شناگر چقدر شنا بلد است یا چقدر توان جسمی دارد، عملاً برگشت وی به سمت ساحل را غیر ممکن ساخته، او را سریعاً با خود به داخل دریا می‌کشاند. برای درک بهتری از قدرت این جریان باید گفت که سرعت این جریان معمولاً از رکورد سرعت شنای المپیک نیز بالاتر است؛ بدین معنی که حتی بهترین قهرمان شنای المپیک نیز نمی‌تواند بر خلاف آن شنا کرده و به طرف ساحل برگردد...دنباله این نوشته در سایت شمال نیوز،برگرفته از مرکز ملی اقیانوس شناسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 5:6  توسط احمدپور  |